چرا غلط نویسی نشانه با کلاسی و کول بودن شده؟؟؟
جوانهای امروزی عادت کرده اند محاوره ای بنویسند، از زبان شکسته استفاده کنند، "واو" ها و "الف" های نا خوانا را به رسمیت نشناسند و تا جایی که حوصله شان میکشد، در برابر غرغرهای بزرگتر ها مقاومت کنند که مگر چه میشود؟ آسمان که به زمین نمی آید؟ ولی باید سر فرصت و یک دل سیر توضیح بدهم که "بله! وقتی اینطور غلط مینویسیم، واقعا اسمان به زمین می آید" حالا شمایی که ادعایه ایرانی و ایرانی بودن میکنید و تعصب دارید پس بخونید...
اصل ماجرا بر میگردد به مفهوم هویت. چیزهایی که هویت جمعیه ما ایرانی ها را میسازند، تعدادشان خیلی زیاد نیست. برای همین باید با دقت و وسواس مواظبتشان کنیم. یکی اش زبان فارسی است. توی کشورهای دیگر، مثلا فرض کنید انگلیس، زبان امروزشان با زبان شکسپیر تفاوت دارد.
مثلا (you) را ان موقع (thou) مینوشتند،برای همین مراکز دانشگاهی آمده اند و از تمام متون انگلیسی قدیم، که کلش خیلی زیاد هم نیست، یک نسخه امروزی و استاندارد تهیه کرده اند، تا این عنصر هویت شان حفظ و حراست بشود. در مورد زبان فارسی اما گوش شیطان کر اینطور نیست. برای ما شعر "آهوی وحشی در دشت چگونه دَودا/اوندارد یار، بی یار چگونه رَودا" ابوحفص سغدی که ظاهرا قدیمی ترین شعر زبان فارسی است، کاملا قابل فهم است.
قدیمی ترین نوشته به زبان فارسی هم که یک کتاب پزشکی با دستخط اسدی توسی شاعر است و از نیمه دوم این قرن به دست ما رسیده، (با یکی دو قاعده در مورد دال و ذال) شبیه به همین رسم الخطی است که ما استفاده میکنیم. یعنی حداقل از هزار سال پیش ملت همانطوری مینوشتند و میخواندند که ما مینویسیم و میخوانیم. خدایی اش این شانس بزرگی است وگرنه حسابش را بکنید که انبوه ادبیات فارسی را کدام مرکزی می توانست تبدیل رسم الخط امروزی بکند؟ آن هم با وضعیت ادارات ما!
حالا بیاییم و فرض کنیم که از امروز قرار بگذاریم و همه "اصلا" ها را "اصن" و همه "لطفا" ها را "لدفن" بنویسیم. نتیجه اش میشود اینکه بعد از یکی دو نسل، دیگر کسی نتواند میراث ادبی ایران را بخواند. آن وقت چه میشود؟ رابطه ما با گذشته قطع میشود. مرکزی هم نداریم که بیاید و همه این میراث ادبی را با رسم الخط جدید تحویل بدهد. پس میشویم مثل ترکیه ای که جایی بین آسیا و اروپا، بین شرق و غرب گیر کرده است. ترکیه بیشترین مقدار نسخه های خطی فارسی و عربی را در جهان اسلام دارد اما الان جز متخصص ها، کس دیگری نمی تواند از این گذشته استفاده بکند. آنها حالا باید دنبال هویت سازهای دیگر بگردند. شاید کسی بگوید آن وقت میبینیم آنها چه کار کردند و ما هم همان راه را میرویم. توجه دارید که این جواب یک نوع خوش باوریست.
اینکه دیگران چه میکنند، طبیعتا ربطی به ما ندارد. وضعیت هر کشوری منحصر به فرد است. شرایط آنها را ما نداریم و شرایط ما را دیگران. با وضعیتی که ما داریم و همه هم میدانیم که از چه قرار است، برای ما بهترین کار این است که دودستی مواظب همین عناصر هویتی خودمان باشیم.
اینکه میگویم البته ربطی به ساختن واژه های جدید و دادن معانی تازه به واژه های قدیمی ندارد. زبان یک چیز پویاست و اگر نباشد، خود به خود از بین میرود. عرض من سر نحوه برخورد با داشته هاست.
با یک مثال (هر چند نمونه اغراق شده ایست) شاید بتوانم منظورم را بهتر برسانم. زمانی پدران ما تصمیم گرفتند برای نوشتن فارسی دری که از دل زبان پهلوی در آمده بوده، به جای رسم الخط پهلوی، از حروف عربی استفاده کنند. اینکه چه دلایل و ضرورت هایی برای این کار وجود داشت را کاری ندارم، عرضم چیز دیگریست. بعد از رواج خط فارسی جدید، همچنان بودند کسانی که زبان و خط پهلوی را بلد باشند. یک نمونه اش زرتشتی های ایران و هند. اما آیا وجود این متخصص ها فایده ای برای ارتباط برقرار کردن ملت با میراث فکری و ادبی ایران باستان داشت؟ خودتان جوابش را بهتر بلدید. بیشتر کتابهای زبان پهلوی از بین رفت، از برخی شان فقط ترجمه هایشان به عربی باقی ماند و از تعداد بیشتری فقط اسم. اما فقط ادبیات نبود. حتی تاریخ ایران باستان هم گم شد.
اسم کوروش، بنیانگذار پادشاهی ایران در تمام دوره بعد از اسلام، از قرن چهارم تا تحقیقات قرن اخیر، فقط و فقط در دو کتاب "آثار الباقیه" ابوریحان بیرونی و "تاریخ ملوک الارض و الانبیاء" حمزه اصفهانی آمده؛ یعنی در سالنامه قرن یازدهم میلادی مجارها اسم کوروش آمده اما در کتاب های ایرانی نیامده است. چرا؟ چون به دلیل تغیر رسم الخط پهلوی به رسم الخط عربی، نمی توانستیم با هویت تاریخی مان ارتباط برقرار کنیم. به همین سادگی.
حالا خودتان قضاوت کنید نتیجه این غلط نویسی ها در دراز مدت چه میشود...
پ.ن: دکتر احسان رضایی


چرا غلط نویسی نشانه با کلاسی و کول بودن شده؟؟؟
